صدای دانشجو
توریسم به طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می شود. هر چند که در سال های اخیر شامل هرگونه مسافرتی می شود که شخص به واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج شود. چون که درست در تاریخ 8/8/88میلاد بزرگ مردی را به جشن می نشینیم که هشتمین فرزند از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است. روز 8/8/1388در تقویم های خورشیدی و رسمی ایران با ولادت حضرت امام رضا(ع) 8امین امام شیعیان مقارن شده است و در این روز ایرانیان مسلمان با برپایی مراسم ،جشن میلاد هشتمین امام خودرا جشن خواهند گرفت. ای جواز رفت و آمدهای من دو دلم : اول خط نامه خدا بنویسم یا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم!
همه "یک" گفتم و دینم همه "یکتایی"بود با کدامین قلم امروز دو تا بنویسم
اي كه با حرف تو هر مسالهاي حل شدنيست به خدا خود تو بگو، نام كه را بنويسم؟
تا به كي زير چنين سقف سياه و سنگين قصهي درد، به اميد دوا بنويسم؟
بارها، قصد خطر كردم و گفتي: ننويس! پس من اين بغض فروخورده كجا بنويسم؟
بعد يك عمر، ببين، دست و دلم ميلرزد كه "من" و "تو" به هم آميزم و "ما" بنويسم
"من" و "تو" چون تن و جاناند، مخواه و مگذار اين دو را، باز همينطور، جدا بنويسم!
از نگاهت، به رخم، پنجرهاي را بگشا تا در آن منظرهي روحگشا بنويسم
عشق، آن روز كه اين لوح و قلم دستم داد گفت:هر شب غزل چشم شما بنويسم ! خلیل زکاوت * بنا به دلائلی ديگر در اينجا نام مرا نخواهيد ديد... خداحافظ .... همين... انار گونه، نگاهم ترك ترك... بانو ! دلم به نازكی بال شاپرك بانو ! ميان آتش و ديوار بی كسی هر شب مرا سياهی غم می زند كتك... بانو ! كمی به فكر من ای كاش باشی ای خورشيد ! كمی كنی به دل خسته ام كمك... بانو ! و روح من كه پر از مرگ های تكراری است به زنده بودن خود نيز كرده شك... بانو ! بخواه باغ انار دلم ... شود آرام كه از غمت شده قلبم ترك ترك بانو ... التماس دعا نويسنده: ابراهيم رها در زبان انگليسي Superstition که به عنوان معادل و در معناي خرافات فرقي نمي کند که به کدام نقطه دنيا مي رويد يا در چه کشوري زندگي مي کنيد؛ هر کجا که باشيد از خرافات گريزي نيست و گويي هر منطقه يي خرافات خاص خودش را دارد. هرچند نمي توان انکار کرد که بعضي از کشورها شهرت بيشتري در زمينه خرافات و خرافه پرستي دارند. ¤ مدرن ترین خرافی های جهان ¤ روسیه:سرزمین خرافات کهن ¤ موهومات اسیایی ¤ خرافه ها بدون مرز ¤ اعداد شانس و بد شانسی ¤ المپیک ۲۰۰۸ و جادوی عدد هشت ¤خرافات و هندوستان وارد روزنامه مي شوم. يكي از همكاران را مي بينم كه ناراحت است. اول فكر مي كنم چون من باز ستونم را راه انداخته ام مي ترسد بلايي سر روزنامه بيايد اما بعد توضيح مي دهد اين دفعه استثنائاً اين طور نيست و او چون مطلبي از او را بدون اجازه اش در نشريه يي ديگر چاپ كرده اند دلخور است. بعد ديدم بزرگ روي كاغذ نوشته «متن ما رو دزديدن / دارن باهاش پز مي دن.» با ديدن اين جمله به فكر فرو مي روم (خبر داريد كه جز زندان در ساير اماكن هم مي شود به فكر فرو رفت، به خدا،) و به اين جمله مسوولان آموزش و پرورشً دولتً بعد از نهم فكر مي كنم كه گفته اند: «نام و دوره هاي حكومت پادشاهان از كتاب هاي تاريخ حذف مي شود.» گمان مي كنم با اين درايت و تدبير (اجزاي لاينفك دولت احمدي نژاد) كتاب هاي تاريخ مدارس اين طوري مي شود: كشور ايران كه فوق ً حداكثرش چند دهه پيش تاسيس شده سابقه يي ديرين و باستاني دارد، در ايران آثار باستاني فراواني مثل تخت جمشيد هست كه آن را اسفنديار رحيم مشايي در دوره رياستش بر سازمان ميراث فرهنگي ساخته است، نويسنده: ابراهيم رها در تاريخ پرفراز و نشيب ما، زنانی نيز بوده اند که برای بهبود وضع اسف بار اجتماعی خود و همنوعانشان، مبارزه کرده اند. آنان به فراست دريافته بودند که رهايی زنان از ستم چند لايه زمانه، تنها از خودشان ساخته است. اغلب اين زنان را زنان طبقه اشراف و ممتاز تشکيل مي دادند ولی زينب پاشا از معدود زنان انگشت شماری است که طبقه پايين اجتماعی، عليه نظام ستمگر زمانه خود سر به عصيان برداشت. لکن پيکار او مانند ديگر پيکارگران زن ايرانی، ناشناخته باقی مانده بود و جسته و گريخته از آن زير عناوين «کيد زنان»، «مکر زنان» در تاريخ مذکر نام برده می شد. زينب پيشتاز بيداری زن قرنها ستمديده ايرانی است. وی تقريباَ 110 سال پيش مهر سکوت تاريخ را از لب برمی دارد، زنجير سنن و قوانين فئودالی را می گسلد و برای نخستين بار د ر تاريخ با چهل نفر از زنان قهرمان تبريز عليه ستم، ستم پيشگان داخلی و استعمار گران خارجی و به موازات آن عليه نابرابریهای جنسی به جنگ مسلحانه دست می زنند زينب معروف به « بی بی پاشا»، « زينب باجی»، « ده باشی زينب»، «زينب پاشا» در يکی از محلات قديم تبريز- عمو زين الدين، در يک خانواده روستائی به دنيا آمده است. پدرش شيخ سليمان، دهقان بی چيزی بوده که مانند ديگر روستائيان بسختی روزگار می گذرانيده. از زندگی زينب پيش از واقعه رژی، بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. همانطور که از زندگی افسانه آميز ديگر عياران بنام اين عصر، حلاج اوغلی، حاج اللهيار، چيز زيادی نمی دانيم. آنچه که مسلم است زينب در رنج و محنت بزرگ شده و سالها به علل شوربختی خود و مردم زجر کشيده اش فکر کرده و از تجارب غنی قرنها مبارزه مردمش، ساده و بیواسطه، مانند بابک، کوراوغلی، قاچاق نبی و ... درس آموخته است.
در بعضی از منابع ذکر شده که توریست ها کسانی هستند که سفرشان کمتر از 24 ساعت و بیشتر از 1 سال نباشد
کلمه توریست از زمانی پدید آمد که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه اشراف پیوستند. از زمانی که مردم جامعه داراتر شده و عمرشان طولانی تر شد ، این امر ممکن و بدیهی شد که مردم طبقات پائین و متوسط جامعه که شغل ثابتی داشتند در سلامت و با اندوخته ای (پس اندازی) کافی بازنشسته شوند.
اغلب توریست ها بیش از هر چیز به آب و هوا ، فرهنگ با طبیعت مقصد خود علاقمند هستند. ثروتمندان همیشه به مناطق دوردست سفر کرده اند، البته نه به صورت اتفاقی ، بلکه در نهایت به یک منظور خاص : برای دیدن ساختمان های معروف و آثار هنری دیگر. آموختن زبان های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت .
توریسم سازمان یافته در حال حاضر یک بخش سه گانه / صنعت بسیار مهم در تمام جهان است. قسمت عمده اقتصاد ملی به شدت به توریسم وابسته است.
گاهی اوقات واژه توریسم به صورت کنایه آمیز استفاده می شود. برای نشان دادن علاقه ای سطحی به جوامع و شگفتیهای طبیعی که توریست ها از آن دیدن می کنند.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
بعضی از آدمها سعی میکنند که دزدی را کاری زشت و ناپسند جلوه دهند. البته کاش فقط سعی میکردند؛ عدهای واقعا باورشان شده که امرار معاش از طریق دزدی کاری ناشایست است.
نگاه این قبیل آدمها به یک دزد یا سارق، شبیه نگاه یک فرد خلافکار است. اینها حتی نسبت به رشوه و اختلاس هم نظر مثبتی ندارند و اگر زمانی در معرض داد و ستد رشوه یا انجام اختلاس قرار بگیرند، به انحای مختلف سعی میکنند که اسم دیگری روی آن بگذارند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، از ترس اینکه مبادا مورد سرزنش دیگران واقع شوند یا وجدان درد بگیرند.
- سلام جانم!
البته همهی این افراد هم مقصر نیستند یا الزاما سؤنیت ندارند. جو جامعه و افکار عمومی به قدری مسموم شده که همهی مردم به راحتی نمیتوانند درست و غلط و ناحق را از هم تشخیص بدهند.
ـ سلام جانم!
ممکن است بپرسید که این دیدگاه غلط چطور پدید آمده و این جو چگونه مسموم شده؟ آفرین! سؤال بسیار خوبی است. من معتقدم به سؤال خوب باید پاسخ گفت؛ حتی اگر پرسیده نشده باشد و اصولا هنر، پاسخ گفتن به سؤالات نپرسیده است، نه سؤالات پرسیده.
ـ سلام عزیزم!
ضمنا دوستان عزیز خواهش میکنم که قبل از ورود به مجلس، همان بیرون در، سلام کنند که حواس بقیه دچار صدمه نشود.
بله، سؤال این بود که این نگاه منفی و نادرست نسبت به دزدی چگونه در جامعه رایج شده؟ یا به عبارت دقیقتر، چه کسانی دزدی را بدنام کردهاند یا باعث به وجود آمدن نگاه منفی نسبت به دزدی در جامعه شدهاند.
پاسخ من در یک جمله این است: "کسانی که عرضه و شهامت دزدی ندارند، سعی میکنند که دزدی را عملی خلاف جلوه بدهند و چهرهی دزدان شریف و زحمتکش را مخدوش و مغشوش کنند وگرنه کسی که طعم شیرین سرقت را چشیده باشد، محال است که نسبت به این حرفه خیانت کند و زبان به دروغ، خدعه و خیانت بگشاید."
البته همین جا یک نکته هم اضافه کنم ـ چون جای دیگر نمیتوانم اضافه کنم ـ که در شغل دزدی هم مثل هر حرفهی دیگری آدم خوب و بد وجود دارد و به خاطر وجود چند خلافکار در این کسوت، نباید اصل آن را زیر سؤال برد.
به عنوان مثال، راستی و صداقت یکی از اصول و قواعد این حرفه است. کسی که اهل دروغ و خیانت و پشتهم اندازی است، غلط میکند که خودش را دزد یا سارق جا بزند و این کسوت را بدنام کند.
ادامه مطلب
موجب ِ امنیت ِ دنیای من
ای که با تو بی خیالم می شوند
اهل منزل ، مادر و بابای من
برگه ی ترخیص من از غم تویی
باعث ِ حیثیت ِ آدم تویی
تو به من دیوار ِ حاشا داده ای
راه ِ در رو توی دعوا داده ای !
هر زمان از عشق می گویم سخن
بوی تو پیچیده در حرفای من !
مثل آچار ِ فرانسه در دهان
پیچشی دادی به انواع زبان !
ریگ کفشم با تو مخفی می شود
صاحب یک جای مکفی می شود !
تو مددکار ِ تمام عالمی !
تو برای اینهمه آدم ، کمی !
افتخار ِ من از آدم بودنی
بر تنم زیباترین پیراهنی
با سیاست بازها هم خانه ای
تو نه مستاجر که صاحبخانه ای !
ای دروغ ، ای مادر ثانی من
پوشش ِ افعال ِ شیطانی من !
تو کلید ِ قفلهای بسته ای
تو خودت یک بسته ی در بسته ای
برقرار و مستدام و زنده ای
تا ابد یک حرکت سازنده ای !

آگاهان معتقدند كليه كساني كه به دولتً بعد از نهم ارتباطي دارند، ريز مي بينند يا بعضي اوقات اصلاً نمي بينند. يعني يكدفعه رئيس دولت سه ميليون نفر را چهار هزار نفر مي بيند يا اينكه كامران دانشجو مي گويد دانشجويان معترض دانشگاه تهران را از بيخ نديده است، آدم وقتي اين حرف ها را از وزير علوم مي شنود مي خواهد در عين حال كه مي گويد: كامي تو ديگه چرا، بگويد: «كامي ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن» البته اين فقره كامران مال ما نيست. راستش اينكه تمايلي هم نداريم مال ما باشد. كمپلت مفت چنگ دولتً بعد از نهم،
اما با اين ريز ديدن ها (با ريزبيني به معني نكته سنجي تفاوت دارد. اساساً نكته سنجي در دولت مقوله بي ربطي است) مي شود حدس زد دوستان اوضاع مملكت را چطور ديده اند كه سرانجام كار اين طور شده است. با هم خيلي مختصر روزشمارش را دوره مي كنيم.
- 23 خرداد: ده ها ميليون آدم سبز يه خرده راي دادن، سرجمع شد 13 ، 14 ميليون.
- 24 خرداد: دو ميليون عضو حزب اعتماد ملي به قاعده 200 هزار نفر به كروبي راي دادند.
- 25 خرداد: سه چهار هزار نفر اغتشاشگر نامرد راهپيمايي كردند منتها چون خيلي گشادگشاد راه مي رفتند فاصله بين ميدان امام حسين تا آزادي را كاملاً پر كرده بودند،
-30خرداد: يك كمي بازداشت شدند.
-اوايل تير: توي كهريزك يه نمه به بعضي بازداشتي ها بد گذشت.
-اواخر تير: تعدادي از اشخاص مثل محسن روح الاميني اندكي مرحوم شدند.
-اوايل مرداد: يك نفر و نصفي، يواشكي روي پشت بام شان گويا الله اكبر گفتند آن هم توي سوراخ كولر،
-اواخر مرداد: ميرحسين موسوي يه خرده بيانيه داد اما ما خيلي عصباني شديم.
-اوايل شهريور: مهدي كروبي مدعي شد دست يه نفر از بازداشت كننده ها به يكي از بازداشت شده ها اصابت كرده، اونم يواش، كه مستندات كافي براش موجود نبود.
-اواخر شهريور: غيورمردان عزيز حمله كردند تا خاتمي را يه خرده بزنند.
-اواخر شهريور: يك نفر (بلكه كمتر) كه برگ درخت افتاده بود روي سرش و به همين جهت سبز به نظر مي رسيد در روز قدس از در خونشون تا سوپر محله شون راه رفت.
به کار مي رود، ريشه لغوي جالبي دارد. Superstition برگرفته از عبارت superstes است که خود از دو جزء «super» به معناي فوق و ماورا
و «sto» به معناي ايستادن و تحمل کردن تشکيل شده است
در بسياري از پژوهش ها مردم انگلستان خرافاتي ترين مردمان دنيا شناخته شده اند. اما پژوهش هاي ديگري هم هستند که نشان مي دهند ريشه هاي خرافه پرستي در کشورهاي آسياي شرقي مانند چين و ژاپن قوي تر است. اين در حالي است که در آفريقا و امريکاي لاتين هم خرافه يکي از اصول زندگي مردم به شمار مي رود. با اين حال نحس بودن بعضي اعداد مانند 13، بدشگون بودن عطسه در بعضي زمان ها و لزوم طلب «عافيت» بعد از هر عطسه براي دور کردن بدي ها و بدشگون بودن آواز جغد از جمله باورهاي رايج در سراسر جهان است. واژه خرافه (superstition) براي نخستين بار در درگيري هاي مذهبي بين کاتوليک ها و پروتستان ها مطرح شد. در اين درگيري ها هر گروه سعي مي کرد براي کمرنگ و بي اهميت نشان دادن اعتقادات طرف مقابل، باورهاي او را خرافه بنامد. اما با وجود اينکه امروز به تمام باورهاي نامعقول و موهوم «خرافه» مي گوييم، عقايد خرافي در همه جهان يکسان نيستند.
¤ خرافه های امریکایی
ادامه مطلب
در گذشته يك تعداد جنگ در ايران اتفاق افتاده مثلاً اسكندر مقدوني به ايران حمله كرده كه چون در آن زمان پادشاه يا سلسله يي در كشور وجود نداشته راهش را گرفته و رفته است.
بعد از اين زمان يك سلسله ديگري وجود نداشته كه آنها هم به هيچ جا حمله نكرده اند و مرزهاي ايران هم توسعه پيدا نكرده تا دوره سلسله ديگري كه كلاً از بيخ وجود نداشته و يزدگرد سوم هم كه اسمش اشتباهاً چند جا آمده همسايه آن آسيابان مروي بوده كه چون به ناموس او نظر داشته توسط آسيابان به قتل رسيده است. و ...
همين طور كه در فكر هستم مي بينم كه مسوولان گفته اند مانكن ها نبايد سر داشته باشند و فروشگاه ها نبايد كراوات را در معرض ديد عمومي قرار بدهند. ما كلاً با اين فرمايشات موافقيم. فقط دوستان دقت داشته باشند كه آنچه در مانكن ها ايجاد اشكال مي كند كله شان نيست. اعضاي ديگرشان هم به ما مربوط نمي شود، در مورد كراوات هم حق با دوستان است. آدم كراوات ببندد احتمال دارد به هزار و يك گناه بيفتد، نه، جدي مي گويم .
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


